من رفتنم ، داشتم تنیجه گیری می کردم ، داشتم سبک و سنگین می کردم ، که ناگهان
قطره خونی در رگ ام ، تنه ایی به قطره کناریش می زند و او را به حرکت وا می دارد ، او نیز این چنین می کند، خون های درون رگ هایم بالاخره تصمیم شان قطعی می شود و آرام آرام به جریان می افتند ، نفسم سرکی به بیرون می کشد و هوایی روشن را می رباید و به درونم می آورد و با آن مدتی پستو خانه را روشن نگه می دارد ، او بر انجام دوباره این کاراصرار می ورزد ، چشم هایم شروع به ضبط تصاویر می کنند، گوش هایم شنود صدا ها را آغاز می کند ، ذهن ام چیدن افکار را شروع می کند . همگی شان در کنار هم و نزدیک به هم جمع می شوند ، مشخص است که همه آن ها هدفی مشترکی دارند که اینطور با هم درهماهنگ اند ، جشن و بزمی به پا می کنند و به انتظار می نشینند ، دست ام اشاره ایی به من می کند ، و پاهایم مرا به آنجا می برند ، چه شده ؟ چه میهمانی باشکوهی برپاست ، این همه شادی برای کیست ؟ صاحب این مهمانی کجاست ، آیا من باید کاری برای شان انجام دهم ، من باید چیزی بگویم ، اما این جا که همه چیز مرتب است ، همه نقش شان را به خوبی انجام می دهند ، کم کم دارد به صاحب میهمانی حسودیم می شود ، یک دفعه چشمانم در من نگاه می کنند و همگی با هم فریاد می زنند : تولدت مبارک ! ، ذوق زده می شوم و ومن با بریدن کیک میهمانی، غرق درجشن آنها متولد می شوم و اولین لحظه از عمرم را می آفرینم .
خيلي خوب مي نويسي , بکارت ادامه بده شايد گوشه اي از اين همه بدبختي هاي ما کاسته بشه
————————–
>> عادل ، از نگاهت ممنون ، با تمام این حرف ها ، تصمیم نهایی با توست ، این زندگی مال توست ، و هیچ کس حق تغییر، تحریف ، دادن و یا گرفتن لحظه ایی از اون رو از تو نداره ، هرچی هست از آن توست ، ارثی هست که از انسان های بی شماری گذشته وخواهان های بیشماری داشته ولی با رای دادگاه و به خاطر حرف هایی که در دفاع از بودن خودت زدی و به یکباره همه موافقان و مخالفان را به وجد آوردی و در نهایت سربلندی رای با قاطعیت به تو داده شد ، از وکلات هم تشکرکن، و حالا در اختیارتوست و پاک تر از این ارث هم وجود نداره ، همه اش تو جیب خودته و هر جوری بخواهی می تونی خرجش کنی ، سعی کن تا قبل از تمام شدنش به یاد بیاری آنچه را که باید باشی و از آنچه هستی مشتی گره خورده و محکم درست کن برای رسیدن به بودن خودت ، تا باری دیگر موافقان و مخالفان به وجد آیند ، و حق سوگندت را ازگردنت بردارد و حقانیت تو را درآغوش بگیرد و با تو بر وسعتش بیافزاید. از اینکه کمی ازخودت رو اینجا خرج کردی ازت ممنونم ، با تمام این حرف ها ، تصمیم درهر لحظه ایی با توست .
————————–