او که برای ساختن من ،
دست به خرابی و ویران ساختن ام نمی برد ، تا مرا از نو بسازد .
بلکه ، مرا نسبت به تکه پازل های درهم ریخته و نامرتب وجودم آگاه می سازد،
و یاری ام می رساند در مرتب کردن آن ها .
او که وجود خارجی ندارد ،
بلکه در درونم [...]
Archive for the ‘اشخاص’ Category
معلم ام .
Posted in اشخاص, tagged ايمان, بهانه ايی برای بودن on جولای 14, 2008 | بیان دیدگاه »
مادربزرگم .
Posted in اشخاص, tagged ايمان, بهانه ايی برای بودن on آوریل 23, 2008 | بیان دیدگاه »
او که صندوقچه ایی است از انواع دردها وغم های شناخته شده و ناشناخته.
او که زنده بودنش کمی متفاوت از زندگی ها ست .
او که برای هر دردی مرهمی دارد هر چند نا کاری .
او که با تکرارحرف هایش ، همیشه حرف های ناگفته ایی برای گفتن دارد .
او که توقف گاه و استراحت گاه [...]