ای خدای مهربان
مرا ببخش برای آنچه که تو را فروختم تا با پولش ایمان به تو را بخرم .
Archive for the ‘نجوا’ Category
ایمانی دیگر اما …
Posted in نجوا, tagged ايمان, بهانه ايی برای بودن on آوریل 17, 2009 | بیان دیدگاه »
قدمی دیگر به سوی گمراهی .
Posted in نجوا, tagged ايمان, بهانه ايی برای بودن on جولای 21, 2008 | بیان دیدگاه »
خدایا در راه غیر مستقیم قدم بر می دارم ، و از راه مستقیم تو بسیار فاصله گرفته ام ،
اما هنوز در گوشم زمزمه ات را می شنوم ،
زمزمه ی هدایتت را که اینک بسیار ضعیف تر از قبل شده است ،
گویا مرا هنوز رها نکرده ایی ،
خدایا شکرت ، چقدر خوشحالم که هنوز [...]
برکه ایی خفته
Posted in نجوا, tagged ايمان, بهانه ايی برای بودن on ژوئن 18, 2008 | 1 نظر »
خدایا وجودم در برکه ایی از جهالت خفته است ، بارانی از رحمت ات را در آن بباران و راه را برای حرکت به سوی دریای هدایتت بازکن .
فرصت سپاس :
Posted in نجوا, tagged ايمان, بهانه ايی برای بودن on آوریل 14, 2008 | بیان دیدگاه »
خدایا ، آیا فاصله ایی ، مجلایی، لحظه ایی بین نعمت هایی که به من اعطا می گردانی گذاشته ایی ، تا بتوانم در این بین سپاسی ندا دهم .
مسیحا برزگر :
Posted in نجوا, tagged ايمان, بهانه ايی برای بودن on مارس 23, 2008 | 2 Comments »
خدایا
دلم را چونان نی لبکی چوبین بر لب های خود بگذار
و زیباترین نغمه هایت را در فضای زندگی مردمان مترنم کن ،
چنان بنواز دلم را که هر جا نفرتی هست ، عشق باشم من ،
هر جا زخمی هست ، مرهم باشم من ،
هر جا تردیدی هست ، ایمان باشم من ،
هر [...]